بشم راستی نظراتون یاد نره ها ممنون
قربانتان
((خلوت دل))
برای خواندن یا Save به ادامه مطلب برید.
قانون ملت نمی سازد ، ملت قانون می سازد.
وقتی متاثری در خواب است او را بیدار مکن.
کاری که گرگ به زور میکند روباه به حیله انجام میدهد.
شخص قوی و ابشار قوی هر دو راه خود را باز می کنند.
دوست دزد زمان است.
وقتی طفل خود را در اغوش گرفتی ارزش پدر بودن را خواهی دانست.
مردان در اوقات خوشبختی نسبت به سایر افراد همدردی نشان می دهند و زنان در اوقات بدبختی.
هنگامی که خشم حرف میزند عقل چهره خود را می پوشاند.
حسود کور است.
اگر پول نبود این همه بدبختی به دنیا راه نمیامد.
کفش گشاد که پوشیدی حاضر به زمین خوردن باش.
کسیکه زن خوب یدست اورد بزرگترین سرمایه را بدست اورده است.
قل انسان طبیعتا عادل است.
صبح ما در حرف هاست و شب ما در اندیشه ها.
گاهی ترحم ظلم است و ظلم ترحم.
نظر یادتو ن نره هااااااااااااااااااااااااااااا!!!!
کسیکه برای یک نیکی اظهار حق شناسی می کند در را برای یک نیکوکار درگر میگشاید.
احمق در کار همه دخالت میکند جز کار خودش.
همسایه ات را دوست بدار ، اما دیوار مابین خودتان را از بین نبرید.
انچنان رفتار کن که رفتار تو بتواند قانون کلی شود.
کسیکه در خارج از محیط خانه ، خود را عاقلتر از کحیط داخلی خانه نشان می دهد احمقی بیش نیست.
کسیکه نمیتواند احمق شود نمیتواند عاقل باشد.
کسیکه می خواهد درو کند باید بکارد.
عدالت بدون تعقل غیر ممکن است.
به امید شانس نشستن همان و در بستر مرگ خوابیدن همان.
طالع هر کس به دست خودش است.
کره ی زمین مال اشخاص پشت کاردار است.
خون تمام افراد بشر یکرنگ است ولی لیاقت انها فرق می کند.
هنگام ازدواج بیشتر با گوشهایت مشورت کن تا با چشمهایت.
کسیکه در خود اتش ندارد نمیتواند دیگران را گرم کند.
زن و شوهر اگر همدیگر را بخواهند در کلبه خرابه هم زندگی میکنند.
زناشویی قصه های خیالی و موهم را به غصه نقد و موجود تبدیل می کند.
هر چه قفس تنگ تر ، ازادی شیرینتر.
با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن.
کسیکه زن ثروتمند بگیرد در حقیقت ازادی خود را فروخته است.
اشک و عرق و خون هرگز بی نتیجه نمیماند.
کسیکه قدرت را به پول بخرد عدالت را هم به پول می فروشد.
اگه خوشتون اومد بگین بازم از این مطلبا بذارم
راستی نظر یادتون نرهااااااااااااااااااااااااااااا!!!!!!
راستی پسرا و دخترای خوب نظر یادتون نره هاااااااااااا!!؟
گذشت لحظه های با تو بودن
و در پاییز عشقمان
نامی از دوست داشتن باقی نماند
چقدر زودگذر بود قصه من و تو
و در آنروز که دست بی رحم تقدیر
درو کرد گندمزار دلهایمان را
و تهی شد همه جا از عطر گل عشق
و در کوچ پرنده های غمگین
در آن کویر آرزو
شاعری دل شکسته و تنها
می نوشت شعری به یاد با هم بودن ها
شعری برای خشکیدن گلهای عشق در مزرعه دوست داشتنها
قطره اشکی به یاد همه خاطره ها ....


تو در كنار من بشيني محال بود
هر چه نگاه عاشق من بي نصيب بود
چشمان مهربان تو پاك و زلال بود
پاييز بود و كوچه اي و تك مسافري
با تو چقدر كوچه ما بي مثال بود
نشنيد لحن عاشق من را نگاه تو
پرواز چشمهاي تومحتاج بال بود
سيب درخت بي ثمر آرزوي من
يك عمر مانده بود ولي كال كال بود
گفتم كمي بمان به خدا دوست دارمت
گفتي مجال نيست وليكن مجال بود
يك عمر هر چه سهم من از تو نگاه بود
سهم من از عبور تو رنج و ملال بود
چيزي شبيه جام بلور دلي غريب
حالا شكست واي صداي وصال بود
شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد
اما نه با خيال تو بودم حلال بود
معنی اونو نمیدونن
از آدمایی که میخوان مال اونا باشی اما
خودشون مال تو نیستن
از اونایی که زیر بارون برات میمیرن اما
وقتی که آفتاب میشه همه چی از یادشون میره.....

کاش بدونی نبودنت
ندیدنت
یا رفتنت
هرگز بهونه نمیشه
واسه از یاد بردنت
بگذار فاصله من و تو کمتر از آنی باشد :
که می خواهـيـم و نمی توانـيـم
که می توانـيــم و نمی گـذارنــد !
بگذار ميان من و تو فاصله ای نـمـانــد
نه به خاطر خودت ،
و نه به خاطر من !
که به خاطر اين عـشـق دوسـتـم داشـتـه باش
بـيـش از آنی که من دوسـتـت دارم

تو دوست دارم. من زندگی را در عشق .عشق را در قلب..و قلب را به
خاطره اینکه آشیانه توست دوست دارم.من اندوه را در اشک ..اشک را
در چشم وچشم را به خاطره دیدن روی تو دوست دارم.من عشق را در
سکوت ..سکوت را در تنهایی ..تنهایی را به خاطره تبیدن قلب..
تپیدن قلب را برای تو دوست دارم







